پرويز اذكائى
32
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
و گاو و گوسفند مىنوشتند » « 1 » . درست است كه ايرانيان بر پوست هم نوشتهاند - خواه پوست گاو يا پوست توز - ؛ و شايد پوست نبشتن در اصل از ابتكارات ايشان بوده باشد ، ولى چنين نمايد كه پوستنويسى با شيوع كتابت « آرامى » در ايرانزمين تداول يافته است . اگر رواج خطّ و زبان آرامى كه در ميانرودان از دورهء آشورى نو تاريخگذارى شده ؛ و سنن آن هم از طريق آشوريان به دبيران مادى رسيده - كه قطعا چنين بوده و در بهرهء « خط آرامى » بدان اشارت رفت - ، مىتوان مفروضا نتيجه گرفت كه استعمال چرم و پوست را هم مادان براى كتابت آرامى ابتكار كردهاند ، يا به اقرب احتمال از اسلاف اورارتو - ماننايى خود اقتباس نمودهاند . زيرا چنانكه ماتسوخ مىگويد : حفارىهاى باستانشناسان شوروى در « كارمير بلور » اورارتوى قديم نيز حاكى است كه در قلعهء پايتخت « تيشه بينى » ، همراه الواحى به خطّ ميخى و هيروگليفى با مهرهاى فلزى قيراندودى متصل به طومارهاى ( پوستى / چرمى ) پيدا شده كه در آتشسوزى ساختمانها از ميان رفتهاند . آنجا نيز طومارهاى ( پوستى ) با نخ به الواح بسته شده ، درست به همان ترتيب كه در تختجمشيد مشاهده شده است . ازاينرو بعيد نيست كه در اورارتو طىّ سدهء 7 ق . م . همان روش مرسوم بوده باشد كه در تختجمشيد دو قرن بعد به كار رفته است « 2 » . بدينسان ، پس از آنكه ديوانسراى آشورى و دبيرخانههاى ايشان توسّط مادان ويران شد ( - 612 ق . م . ) كتابت به خطّ ميخى بر روى الواح گلين متوقّف گرديد ، در عوض كتابت به آرامى باب شد كه سوابق امر باز گرد به سفال نبشتهها و يادگارهاى خطّى آشور و الحضر ( - « هتره » عهد پارتى ) است . اسناد دورهء كلدانى تا عصر اشكانى در بابلزمين كه به زبان آرامى رايج آن زمان مىباشد ، شامل الواح ميخى به زبان آرامى ، مهرها و عاج نبشتهها و چوب نبشتهها و طومارهاى چرمى و كاغذ در بابل است . طومارهاى چرمى - يعنى « مگالاتو » ( - مجلّات ) را اصطلاحا اسناد چرمى ( - كوش شپيرتو ) مىگفتهاند ؛ و بايد افزود كه تجارت داخلى ميانرودان - از جمله بردى و پوست هم - در دست آراميان بود ، خود تاجران در كتابت اسناد نيز چرم و پاپيروس به كار مىبردند . در عصر هخامنشى
--> ( 1 ) . الفهرست ، طبع تهران ، ص 22 . ( 2 ) . مجلّهء دانشكدهء ادبيات ( دانشگاه تهران ) ، سال 10 ، ش 2 ، ص 189 .